دانلود رمان , رمانو , رمان جدید , romanoo

برای پیوستن به کانال تلگرام رمانو کلیک کنید

رمان بانوی سرخ نوشته mehrsa_m با لینک مستقیم

دانلود رمان بانوی سرخ نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۱۱۶۱ صفحه
ژانر رمان: عاشقانه, اجتماعی
نویسنده رمان: mehrsa_m

دانلود رمان بانوی سرخ

خلاصه ی رمان
هورام که از بچگی به خاطر مشکلات ظاهریش کمتر توی اجتماع ظاهر می شده به مرور دچار افسردگی و کمبود اعتماد به نفس میشه.
تا اینکه برای فرار از خودش و زندگیش رو به رابطه های مجازی میاره.
ناخواسته وابستگی عجیبی به یکی از دوستای مجازیش پیدا می کنه و…
قسمتی از متن رمان بانوی سرخ
چشمام و بسته بودم.
مثل همیشه که از زندگی و آدماش خسته می شدم.
پلکام و محکم تر روی هم فشار دادم. دلم می خواست وقتی چشمام و باز کردم و توی آینه به خودم نگاه انداختم، همه چیز عوض شده باشه.
زمزمه وار با خودم تکرار کردم:
– یک … دو … سه …
پلکام و آروم از هم باز کردم.
نگاهم توی تنها آینه ای که داشتم افتاد. آینه ی کوچکی که توی کشوی میزم قایم کرده بودم.
نا امید بودم. آینه چیز جدیدی بهم نمی گفت. بغض کردم.

دوباره اشکام روی گونم سرازیر شد. آینه رو توی کشو پرت کردم و خودم و روی تخت انداختم.
با صدای پر بغض با خودم زمزمه می کردم :
– چرا من … چرا من …
با گذشت این همه سال هنوزم برام عادی نشده بود. هنوزم نمی تونستم با خودم کنار بیام.
صدای هیوا رو از پشت در شنیدم:
– هورام … در چرا قفله؟ بابا می گه شام نمیای پایین؟
سعی کردم بغضم و تو گلوم خفه کنم. صدام یکم می لرزید.
سعی کردم پشت فریادی که از گلوم بلند می شد قایمش کنم. گفتم:
– نه اشتها ندارم.
لگدی به در کوبید و گفت:
– اَه تو و بابا هم که شورش و در آوردید هی پیغام پسغام کنید. بابا گفت جلوی خانواده ی مهندس زشته بهت بگم بیای پایین…

لینک کوتاه مطلب : http://www.romanoo.ir/?p=224