دانلود رمان , رمانو , رمان جدید , romanoo

برای پیوستن به کانال تلگرام رمانو کلیک کنید

رمان بانوی قصه نوشته beste با لینک مستقیم

دانلود رمان بانوی قصه نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۶۱۳ صفحه
ژانر رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: beste

دانلود رمان بانوی قصه

خلاصه ی رمان
همراز خواهری داشته که به خاطر خیانت شوهر خواهرش و جبروت خانواده شوهر می میره.
حالا سال ها از اون زمان گذشته و همراز در تلاش تا بچه های خواهرش را از جبروت اون خانواده رها کنه و…
قسمتی از متن رمان بانوی قصه
فریادش تمام اتاق رو گرفت.
صداش پیچید و پیچید و پیچید و مثل یه سیلی محکم خورد به گونه ام.
متعجب نگاهش کردم، ناباور. خون توی رگ هام منجمد شده بود.
فریادش همراه شد با پرت شدن گلدان بلوری که تکه تکه شد و هر تکه اش با صدا به گوشه ای افتاد.
صورتش قرمز بود.
ـ تو… تو چی کار کردی؟ خیانت؟! خیانت به من؟! من چه اشتباهی مرتکب شده بودم؟
سرش رو خم کرد. مرد عصبانی رو به روی من حالا سرش رو خم کرده بود و سعی داشت اشکی که داشت از چشماش می ریخت رو پس بزنه.

جز عاشقت بودن، جز پرستیدنت؟ این جمله رو گفت و به سمتم حمله کرد.
پایین دامن پیراهن سفیدم رو به دست گرفتم و پریدم روی سکوی انتهای اتاق با صدای لرزان و وحشت زده.
ـ به همین غروب آفتاب، به بزرگی و عشقت قسم که دروغه.
رگ گردنش بیرون زده بود.
دستش رو برد تا ضربه ای بهم بزنه تو خودم جمع شدم .
دلش سوخت شاید.
برای خودش؟ برای تن ظریف زنی که رو به روش بود؟ برای عشقش؟
رو دو زانو افتاد.
ـ شدیم نقل محافل، شدیم سرگرمی زنانی که سبزی پاک می کنن، شدیم مثال مادران برای دخترانشون!
اشک ریخت، اشک ریختم.
دستم که به سمت صورتش می رفت برای نوازش رو نیمه راه نگه داشتم.
جز سکوت چه داشتم بگم؟…

لینک کوتاه مطلب : http://www.romanoo.ir/?p=242