دانلود رمان , رمانو , رمان جدید , romanoo

برای پیوستن به کانال تلگرام رمانو کلیک کنید

رمان شب عروسی من نوشته شهره وکیلی با لینک مستقیم

دانلود رمان شب عروسی من نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۲۳۴ صفحه
ژانر رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: شهره وکیلی

 دانلود رمان شب عروسی من

جمله ای از نویسنده رمان شهره وکیلی
هدیه به فرزندانم صابره، خاطره و علی که به من افتخار مادر شدن داده اند…
قسمتی از متن رمان شب عروسی من
صدای جیرینگ شکستن استکان و نعلبکی آمد. قلبم از جا کنده شد.
هر وقت منتظر خواستگاری بودیم مامان همین طور می شد.
حالتش تغییر می کرد. دست هایش می لرزید . عصبی می شد و من می فهمیدم هوا پَس است.
در اتاق را باز کردم و به آشپزخانه دویدم.
-چی شده؟
با حرص نگاهم کرد. بعد دولا شد خرده شیشه ها را جمع کند. دستش را گرفتم.
-با دست؟ صبر کنین جارو و خاک انداز بیارم.
سربلند کرد. از چشم های مهربان عمیقش آتش می بارید.
-تو هنوز حاضر نشدی؟
می دانستم چه می خواهد بگوید. نگذاشتم ادامه بدهد.
-باشه این ها رو جمع می کنم. میرم لُپهامو قرمز می کنم که خواستگارها نفرمایند رنگ پریده س.

لب هامو رُژ می مالم که نفرمایند مثل ماسته.
موهامو باز می کنم دورم میریزم که نفرمایند کچله. کفش پاشنه بلند می پوشم که نفرمایند کوتوله س.
دیگه چیکار کنم که فرمایش نفرمایند حتما عیب و علتی داشته که شوهرش طلاقش داده؟
زُل زد توی چشمهایم :
-تو آخرش منو دق مرگ می کنی.
از ته دل می گفت. آن قدر غصه دار به هم خوردن زندگی زناشویی من بود که زندگی را به بابای بیچاره هم تلخ کرده بود. دلم برایش سوخت.
گفتم :
-من که تو یک ماه گذشته ۴ دفعه آرا پیرا کردم و آمده ام جلوی…
حرفم را به حلقومم برگرداند:
-دیگه بس کن.
به سرعت جارو و خاک انداز برداشتم و خرده شیشه ها را جمع کردم و در…

لینک کوتاه مطلب : http://www.romanoo.ir/?p=239