دانلود رمان , رمانو , رمان جدید , romanoo

برای پیوستن به کانال تلگرام رمانو کلیک کنید

رمان در حسرت آغوش تو نوشته نیلوفر طاووسی با لینک مستقیم

دانلود رمان در حسرت آغوش تو نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۲۷۶ صفحه
ژانر رمان: عاشقانه, اجتماعی
نویسنده رمان: نیلوفر طاووسی

دانلود رمان در حسرت آغوش تو

خلاصه ی رمان
داستان این رمان درباره ی دختری به نام پانته آ می باشد.
پانته آ عاشق پسری به نام کیارشه اما داستان از اونجایی شروع میشه که پانته آ متوجه میشه که کیارش به خواهرش پریسا علاقه منده.
کیارش برای خواستگاری از پریسا پا به خونه ی اونها میذاره.
اما طی جریاناتی کیارش مجبور میشه که پانته آ رو به عقد خودش در بیاره و…
قسمتی از متن رمان در حسرت آغوش تو
صدای داد و فریاد بی بی دوباره خونه رو برداشته بود.
باز گیر داده بود به آقا غلام بدبخت (باغبونمون رو‬ میگم) که چرا درختا رو اونجوری که می خواستم هرس نکردی؟ چرا گال رو آب ندادی؟ و از این جور‬ چیزا…
آقا غلام هم از ترس پشت سر هم می گفت:

(بیشتر…)

رمان بانوی سرخ نوشته mehrsa_m با لینک مستقیم

دانلود رمان بانوی سرخ نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۱۱۶۱ صفحه
ژانر رمان: عاشقانه, اجتماعی
نویسنده رمان: mehrsa_m

دانلود رمان بانوی سرخ

خلاصه ی رمان
هورام که از بچگی به خاطر مشکلات ظاهریش کمتر توی اجتماع ظاهر می شده به مرور دچار افسردگی و کمبود اعتماد به نفس میشه.
تا اینکه برای فرار از خودش و زندگیش رو به رابطه های مجازی میاره.
ناخواسته وابستگی عجیبی به یکی از دوستای مجازیش پیدا می کنه و…
قسمتی از متن رمان بانوی سرخ
چشمام و بسته بودم.
مثل همیشه که از زندگی و آدماش خسته می شدم.
پلکام و محکم تر روی هم فشار دادم. دلم می خواست وقتی چشمام و باز کردم و توی آینه به خودم نگاه انداختم، همه چیز عوض شده باشه.
زمزمه وار با خودم تکرار کردم:
– یک … دو … سه …
پلکام و آروم از هم باز کردم.
نگاهم توی تنها آینه ای که داشتم افتاد. آینه ی کوچکی که توی کشوی میزم قایم کرده بودم.
نا امید بودم. آینه چیز جدیدی بهم نمی گفت. بغض کردم.

(بیشتر…)

رمان پرستار من نوشته دنیا و گیسو با لینک مستقیم

دانلود رمان پرستار من نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۴۳۵ صفحه
ژانر رمان: عاشقانه, اجتماعی
نویسنده رمان: دنیا و گیسو

دانلود رمان پرستار من

خلاصه ی رمان
داستان رمان درباره ی دختری به اسم یگانه است.
یگانه پدر و مادرش رو از دست داده و در خانه ای زندگی میکنه که پسر معتادی دارند.
پسر تنها زندگی می کند و یگانه به درخواست مادر او که برایش زحمت زیادی کشیده قبول می کند پرستاری پسرش شهاب را به عهده بگیرد.
کم کم با کمک دوست صمیمی اش سهند تلاش می کنند او را ترک دهند اما…
قسمتی از متن رمان پرستار من
تند تند راه می رفتم و با خودم حرف می زدم.
از کاری که می خواستم انجام بدم مطمئن نبودم، یعنی برام خطری نداره؟ زندگیم چی؟ زندگیم و سرنوشتم رو با دستای خودم خراب نمی کنم؟
“خدایا این کاری که می خوام انجام بدم برای دل مادریه که از غصه فرزندش افسرده شده.
خدای مهربونم تو همه یار و یاور من، تو این دنیایی…

(بیشتر…)

رمان جایی نرو نوشته معصومه آبی با لینک مستقیم

دانلود رمان جایی نرو نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۲۱۲۹ صفحه
ژانر رمان: اجتماعی, عاشقانه
نویسنده رمان: معصومه آبی

دانلود رمان جایی نرو

خلاصه ی رمان
یک زن، یک مرد، دو شخصیت متضاد، دو زندگی متضاد…
وقتی کنار هم قرار بگیرن، چی پیش میاد؟! گاهی زندگی بازی هایی با آدم میکنه که غیرقابلِ پیش بینیه.
کیانمهر و ترانه، برنده ی این بازی میشن یا بازنده؟! آیا میتونن جای نداشتن های هم رو پر کنن؟!
مقدمه
می گفتند: ”سختی ها نمک زندگــــــی است“
اما چرا کسی نفهمید که ”نمـــــــک“
برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست، مزه ”درد” می دهد!
قسمتی از متن رمان جایی نرو
گاهی وقت ها دادن جواب یک سوال، یک درخواست، که باعث آسایش عزیزترین آدمای زندگیت میشه، برای تو سخت تر از هر چیزیه.
سخت تر از جون دادن، سخت تر از مردن تو دریا…
دست هام می لرزید، می دونستم وقتی بهش جواب بدم دیگه زندگی ام دست خودم نیست.

(بیشتر…)

رمان غروب عشق نوشته فرانک زنگنه با لینک مستقیم

دانلود رمان غروب عشق نسخه پی دی اف، آیفون، اندروید، جاوا
تعداد صفحات رمان: ۱۶۱ صفحه
ژانر رمان: عاشقانه, اجتماعی
نویسنده رمان: فرانک زنگنه

دانلود رمان غروب عشق

خلاصه ی رمان
عسل و سینا زوجی که عاشقانه همدیگه رو میخواستن و بالاخره باهم ازدواج میکنن.
اما طی مدت کمی بعد از شروع زندگیشون مشکلاتی پیش میاد و باعث اتفاقات تلخ و شیرین بینشون میشه…
قسمتی از متن رمان غروب عشق
صدای مامان داشت رو مغزم رژه میرفت.
+اَه پاشو دیگه دختر تا کی میخوای بخوابی؟؟؟
-مامان جون خودت ولم کن برو بذار بخوابم…
با عصبانیت پتوی رومو کنار زد.
+پاشو دخترم پاشو مایه ی عذاب من هر روز باید فقط یک ساعت باتو کلنجار برم دِ پاشو دیگه…
-اصلا مگه ساعت چنده؟؟؟
+نه و نیم حالا پا میشی؟؟؟
وای را دارام به کار افتاد امروز ساعت هشت با استاد رفیعی کلاس داشتم حالا باید چیکار میکردم ایندفعه دیگه حذفم میکنه سریع از جام پاشدم.
-آخه الان باید منو بیدار کنید؟؟؟

(بیشتر…)

Page 1 of 3123